تبليغاتX
عاشق خدا

عاشق خدا --------- دعام کنید

عاشق خدا

عشق به معبود را از کجا بدست آورم ، چه جور می شود عاشق او باشم ، چه جور می شودکه اگر روزی و ثانیه ای از او یاد ننمایم دیوانه شوم ، ای خدا یاریم کن تا بتوانم عاشق تو باشم ، ای خدا یاریم کن که بنده مخلص تو باشم و ای خدا یاریم کن رهِ امامان و معصومین خود را دنبال کنم . به قرآنت قسم می خورم که دوست دارم بنده مخلص تو شوم ولی اوقاتی در دام شیطان گرفتار می شوم پس کمکم کن تا بتوانم . مگر من با نیکوکاران چه فرقی از لحاظ جسمی دارم پس چرا نتوانم؟دوست دارم مانند یک عاشق معشوق خود را دوست داشته باشم و ان معشوق جز تو نباشد ، دوست دارم که اخرت را ترجیح بر این دنیا بدهم پس کمکم کن . می خواهم تو را پرستش کنم نه برای بدست آوردن بهشت و نه برای رهایی از دوزخ فقط برای خودت مثل کسی که عشق به معشوقش می ورزد فقط برای وجود معشوقش من هم می خواهم پس کمکم کن ، شاید بگویی چرا فقط کلمه کمکم کن بر زبانم جاری هست چون راه راست را ز تو طلب می کنم . می خواهم وقتی در حال نماز راز و نیاز می کنم فقط از لحاظ جسمی نباشد بلکه روحم هم با تو راز و نیاز کند بلکه معنی کلمات را بفهمم و از روی عشقم بر زبانم جاری سازم نه از روی عادت پس کمکم کن . می خواهم جانم را مانند سه ساله حسین (ع) فدای دینم سازم ، جانم و عمرم را فقط برای دینت نگهدار شاید من بدرد اسلام نمی خورم ، شاید باید اصلاح شوم پس من را اصلاح کن فقط برای خودت .اوقاتیکه نماز را برپا می دارم از راز و نیاز خودم خوشم نمی آید ولی تو دارای کرم هستی و بعد از نماز روحم را شاد می گردانی چــرا چـــرا چـــــــرا؟ میگویم چرااین کار را میکنی چون عاشق بنده هایت هستی ، شرمنده ات می شوم که با این همه سخاوت و کرم من بنده خوبی نیستم ، شرمنده ات می شوم با این همه لطف و عشق به من ، من عاشق این دنیا و مادیات آن هستم چـــرا چــــرا چـــــــــــرا؟اندفعه چرا را بر زبان خود جاری ساختم و به خود گفتم مهدی چرا؟چرا خدایی به این خوبی داری قدرش را نمی دانی بعضی اوقات بغض گلویم را می فشارد از دنیا خسته می شوم از خودم بدم می آید ولی یاد تو آرامم می سازد یاد تو آرامش من را فراهم می سازد یاد تو خاطر من را آرام می سازد هنوز نمی دانم چرا ، نمی دانم چرا چون هنوز تو را نشناختم پس کمکم کن تو را بشناسم ، پس کمکم کن تو را عاشقانه صدا بزنم نه از روی نیازم بلکه به خاطر معشوقم که تو هستی ، کمکم کن تا بتوانم از لذت های دنیوی دست بردارم و تنها لذتم رسیدن به تو باشد ، تنها لذتم تو باشی ، تنها لذتم با تو بودن باشد . آیا می شود آیا می شود که همچین بنده ای که سر تا پا در منجلاب گناه است به راه راست برگردد با خود می گویم آری اگر تو بخواهی . آری اگر تو بخواهی و من سعی کنم ، ازت نمی خواهم مشکلات دنیویم را برطرف سازی فقط از تو مدد می طلبم تادراه خود مرا یاری کنی زیرا سرچشمه همه خوبی هاست زیرا با این کار دیگر مشکلات دنیوی تأثیری بر روی من ندارند چون آدمی در راه معشوقش تلاش می کند و خسته نمی شود پس کمکم کن.قَسَمَت می دهم که رهایم نکن و ثانیه ای مرا به حال خود وانذار.دنیا چیست؟دنیا چیست؟دنیا چیست؟دنیا نمی دانم آمده ام تو را پرستش کنم یا نه ، آمده ام لذت های دنیوی را ببینم وای بر من وای بر من ، واقعا پستم پست تر از من در این دنیا نیست ، ای خدا یاریم کن تا بتوانم ، یاریم کن تا ناامیدی بر من غلبه نکند ، یاریم کن تا مشکلات دنیا بر روی من تأثیری نگذارد ، جز مهر تو در قلب من هیچ چیز دیگری نمی تواندمرا یاری نماید با این همه لطف و کرم در حق من نمی دانم چرا عاشق نمی شوماگر هم می شوم چرا زود گذر هست ، عشق عشق عشق ، عاشق عاشق عاشق ، در این لحظه خنده بر لبانم جاری می شود و با خود می گویم مهدی تو عاشق بشی تو لیاقت نداری ، شاید هم لیاقت ندارم لیاقت؟ می شود روزی دستی برسرم کشی و من را از نوکرانت قرار دهی می دانم که کرمت زیادهست و به چشم یک نوکر نگاهم نمی کنی بلکه به چشم یک بنده نگاهم می کنی یعنی من لیاقت این همه لطف و کرم را دارم ، سرم خلوت است و دارم این کلمات را بر روی ورق می آورم خدایا کمکم کن هرچه در فکرم در راه تو می گذرد عملی سازم کمکم می کنی می دانم ، از دنیا خسته شده ام نمی دانم شاید هم باطن من باعث شده است از دنیا خسته شوم ولی با این همه از مرگ هراسانم چون هیچ توشه ای برای خود فراهم نساختم ، از عذاب قبر هراسانم ، از پرسش های شب اول قبر هراسانم پس تو یاریم کن که دنیایم را بیهوده نگذرانم و از مرگ هراسان نباشم ولی اوقاتی مرگ را دوست دارم چون دیگر در دنیا نیستم و در دنیا راه بیهوده را طی نمی کنم . ای خدا ای خدا ای خدا دلم گرفته می خواهم زار زار گریه کنم. اکنون دارم در بهار87بیست ساله می شوم در این بیست سال چکار کرده ام ، بیست سال شد هر سال سر سفره هفتسین به خودم می گویم مهدی امسال عوض شو ولی دریغ از یک روز ، هر سال می گویم امسال سال آخری بود که آغشته به گناه بودم ولی حیف که نیست و نبود ، کی می شود یک بار که شده بر ندای باطنم گوش دهم کی می شود دیگر از هوای نفسانی ام پیروی نکنم آیا می آید آنروز خدا کند . خدایا درک و فهمم را زیاد کن که تو را بتوانم درک کنم روحم ظعیف است ، ایمانم هم ظعیف است ، نمی توانم آن جور که دلم می خواهد تو را صدا بزنم . از تمام وجودم ، از عمق وجودم ، ای خدااااااااااااااااا ، تا کی بگویم ای خدا تا که منتظر بمانم ، نمی دانم آیا شایسته آن بوده ام کی بی بی ام (حضرت معصومه) هر روز مرا شفاعت کند هر روز بر گنبد پر نور و طلایی اش می نگرم مثل اینکه در آن چیزی گم کرده ام ، مثل اینکه گمشده ای در آن هست ، او مرا می طلبد ، ای مرا بسوی خود می خواند . دوست دارم بروم به پابوسش امان امان امان از دنیا که من را سرگرم خودش کرده است امروز را به فردا ، و این ساعت را به آن ساعت پاس می دهم کی می خواهد بیاید آن لحظه ، وقتی تا نرفته ام سخن ها زیاد دارم ، درد و دل ها دارم نمی دانم چرا وقتی می روم رویم نمی شود بازگو کنم زبانم از بازگو کردن آنها در می ماند شاید هم به خود می گویم ای آدم پست چه پرو هستی با این همه گناه آمدی باز از خانم چیزیطلب می نمایی ، با این لحاظ هر وقت رفته ام دست خالی برنگشته ام ، نمی دانم شاید از طرف دیگر سفارش شده ام شاید از طرف سه ساله امام حسین (ع) سفارش شده ام ، نمی دانم چه جور و چه موقع عشقش در وجودم جرقه زد ، ولی میدانم هر موقع یادش می نمایم آرامم می کند ، در اعماق خود حس می کنم همیشه مرا به سوی خود می طلبد ولی چرا مرا؟مگه من کیم ، خیلی دوست دارم به پابوسش روم ولی نمی دانم چرا نمی شود چند روز پیش رفتم تا از طریق پادگان اقدام کنم ولی آقای...گفت که باید سند شش دانگ بیاوریاز کجا بیاورم به کی بگویم وقتی یادش می کنم میگم خانم جون من که تو رو دوست دارم خودت جورش کن ، منی که بعد از نمازم تو را از خدا می خواهم پس چرا پس چرا پس چرا؟ تو که همیشه به من لطف داشتی یه بار دیگه ، می خواهم بیام پیشت کمکم کن اگر تو بخواهی همه چیز جور میشه کمکم می کنی؟ تا حالا تئ خوابم نیومدی ، میگن وقتی کسی را دوست داری کم تو خوابت میاد ولی تو روز همیشه بیادشی آره خانم؟من تو این راه خسته نمی شوم و کمکم کن خسته نشم . کجایی خانمی کجایی رقیه جان منو عاشق خودت کردیو سراغی از ما نمیگیری ، دعوتمون نمی کنی بیایم پیشت ، یعنی نمی خواهیم ، یعنی دوسم نداری ، یعنی لیاقت عشق تو را ندارم ، یعنی ... چرا؟آخه چرا؟حقم داری قبولم نکنی ، من چیم به آدما میخوره ، کارام ، رفتارام ، نمی خوره قبول دارم پس کمکم کن تا بتوانم آدم بشم.

 

التماس دعا

نوشته شده توسط داداش مهدی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 9:18 قبل از ظهر

با سلام خدمت تمامی دوستان

لطفا منو ببخشید اگه مشکلی در بخش قالب وبلاگ من به وجود آمده است

 

 

نوشته شده توسط داداش مهدی در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 9:34 بعد از ظهر

التماس دعا

التماس دعا

نوشته شده توسط داداش مهدی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 7:39 بعد از ظهر

عشق/دوست داشتن

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین

سلام عزیزانم

می خوام درباره عشق به خدا بنویسم البته در سال جدید می خوام شما هم منو کمک کنید

عشق به خدا----------------------- لطفا با نظراتتون منو کمک کنید

 

ولی بیایید از همین الان یک لحظه به این موضوع فکر کنید

اول خدا بعد...............................................

برای سلامتی آقا امام زمان صلوات

خدایا به حق ۵تن قسمت میدهم آرزوی تمام مسلمین جهان را برآورده کن

بچه های هم خدمتی من به فکرتون هستم کوچیک همتون هستم

حرفای آقای نجفی یادتون نره شب آخر

از همین جا بوسه بر دستان آقای نجفی عزیزم میزنم

 

نوشته شده توسط داداش مهدی در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 10:44 بعد از ظهر

خداحافظ

با سلام

 

برو بچ خدانگهدار من ۱۸ ابان به خدمت مقدس سربازی میرم

 

اینطور که بوش میاد دزفول افتادم البته بعدن میام قم نگران نباشید

 

من برگزیده شدم برا این خدمت و از طرف ....من الهام میشه که کی وبلاگمو اپ کنم یادت نره اینو

 

همه برو بچ خدانگهدار

 

التماس دعا

دعا کنید نتو برا همیشه کنار بزارم

 

 

نوشته شده توسط داداش مهدی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 4:11 بعد از ظهر

: درباره وبلاگ :

باز با دیگری دیدم تورا

جای قهرواخم خندیدم تورا

باز گفتی اشتباهت دیده ام

گفتمت باشد ، بخشیدم تورا

باز هم این قصه ات تکرار شد

با رفیقان رفتنت انکار شد

آنقدر کردی که دگر قلب من

از تو و عشق تو بی زار شد

آن رفیقان یک شب می خواستند

ذره ذره پاکی ات می کاستند

شب به مهمان خانه ات مهمان شدن

صبح اما از برت بر خاستند

آمدی گفتی پشیمانی دگر

زین پس اما پاک می مانی دگر

گفتمت توبه به گرگان چاره نیست

گفتی اما چون کوه ایمانی دگر

گفتمت باشد بخشیدم تو را

اخم را واکردم خندیدم تو را

زین حکایت ساعتی بگذشته بود

باز با آن دیگری دیدم تو را

: منوی اصلي :

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب

: آرشيو :

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

: پيوندها :

خدا جون دوست دارم
کـارت پستــــــــــــال در خواستی
بر فـــــــــراز آرزوها
احســـان ولی زاده یــــک وبـــــلاگ نویس ماهــــــر
وب نوشــت محرمانه یک دختــــــــــــر...
دل نوشته های نسل سومی
کـــلاغ ســــفیــــــــد کلاغــــــی؟
بد نیست
همیشه مهربان بمان
دلتنگیهای یک زن تنها
طلـــــــــوع دوباره
بوســـــــــــه لـــــــــــب
تو فکرتم
عشق خاموش
LOVELY BEAR موفق باشی
شعر خاکستری
عاشق باش
دختر چشم مشکی
من و عروسک
دختر خیره سر
محکم
تکسوار عشق
شهر شعرا
عروسک
حرفهای نگفته
پناهنده عشق
مهرسا
دختران اتش
دفتر عشق
دختر تنها
نازنین عاشق
اولین شب آرامش
اگه بودی حالا...
دختر آسمونی تنها
دختر شب
ستاره عشق
دختر آتش
کلبه ی تنهایی من
عاشقانه سارا
مشق عشق
عاشقانه ها عسل
دانشجوی بد بخت
پس و پیش
روز های عاشقی
سهم من
sokoot
کاغذ مچاله
با عشق تا ابد
LOVELY BEAR شروعی دل انگیز
کوچولوی عاشق
شب تا سحرمن بودم و لالای باران
قلب آسمونی
کلبه عشق
اخرين عشق هميشه
سکسکه قرن
دوستی پاک حمید رضا و مریم
قاصدک
زیبا و عاشقانه
عاشق ترین نرگس
پرنده مهاجر
سیخونک
تقدیم به همه زندگیم
الهه ناز
آسمانیها
تلاطم عشق
:: سرباز امام زمان ::

: آمار وبلاگ :

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: طراح قالب :


Sarbaze Imam Zaman

***I Love Khoda Jooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooon***

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً